فراموش کردم
اعضای انجمن(409) نحوه ارسال مطلب قوانين ارسال مطلب به انجمن مذهبي آموزش برداشتن لینک اضافه ارتباط با مدیریت انجمن آموزش جامع درج تصاوير در مطلب نظرات انجمن
جستجوی انجمن
نازینیا (nazy2003ir )    

داستان کوتاه درباره پیامبر اعظم (ع)

منبع : توحيد و نبوّت /شهيد دستغيب /
درج شده در تاریخ ۸۹/۱۱/۱۲ ساعت 08:44 بازدید کل: 5144 بازدید امروز: 1 0 می‌پسندم  
 

-- « ( ( اندازه مهر و محبّت خداي عالم به بندگانش ) ) » --

  زيارت رسول اكرم حضرت محمّد صلّي الله عليه و آله و سلّم آرزوی او بود. برای ابن کار تصميم گرفت به « مدينه » برود. در راه ، چند جوجه ی پرنده ديد. آن ها را برداشت تا به عنوان هديه براي پيامبر خدا رسول اكرم صلّي الله عليه و آله و سلّم ببرد. مادرِ جوجه ها پرواز كنان از راه رسيد. جوجه هايش را در دستِ مرد ، اسير ديد. به دنبالِ مرد به راه افتاد. پرنده ، پرواز کنان او را دنبال مي كرد.

  مرد به مدينه رسيد. يك سره به مسجد رفت. پس از زيارت رسول خدا نبيّ اكرم صلّي الله عليه و آله و سلّم ، جوجه ها را نزد ايشان گذاشت. پرنده ي مادر كه به دنبالِ جوجه هايش پرواز كرده بود ، به سرعت فرود آمد. غذايي را كه به منقار گرفته بود ، در دهانِ يكي از جوجه ها گذاشت و دور شد.
 

رسول خدا نبی اكرم صلّي الله عليه و آله و سلّم و اصحاب ايشان ، اين صحنه را مي نگريستند. ساعتي گذشت. جوجه ها در وسط مسجد قرار داشتند. مسلمانان دورِ آن ها را گرفته بودند. در همين لحظه ، دوباره پرنده ي مادر رسيد. فرود آمد. غذايي را تهيّه كرده بود. آن را دهانِ جوجه ي ديگر گذاشت. پرواز كرد و دور شد.

  در اين هنگام ، رسول گرامي اسلام رسول خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم جوجه ها را آزاد فرمود.
  آن گاه رو به اصحاب كرده و فرمود: « ... مهر و محبّتِ اين مادر را نسبتِ به جوجه هايش چگونه ديديد؟! » .
 

اصحاب عرض كردند: « بسيار عجيب و شگفت انگيز بود » .

  پيامبر خدا رسول اكرم صلّي الله عليه و آله و سلّم فرمود: « ... قسم به خداوندي كه مرا به پيامبري برگزيد ، مهر و محبّت خداي عالم به بندگانش ، هزارانِ مرتبه از چيزي كه ديديد ، بيشتر است » .
 

منبع:    توحيد و نبوّت /شهيد دستغيب / ص ۱۳۳-۱۳۲

تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۸۹/۱۱/۱۲ - ۰۸:۴۴

1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
فرهنگ سازی :) توروخدا 5 دقیقه ای مطلبو بخون... حلول ماه محرم باهیئت های زنجیر زنی فروش رینگ ولاستیک اسپرت همه چی از یه لایک شروع شد . . . خاطرات تصویری خودم در خانه استاد شهریار روایت داریم: دختره با ماشین صاف رفته تو شیشه مغازه رفیقم: صنایع تولیدی درب و پنجره آلومینیوم دوجداره بدون میلگرد سیلور بیمه مستمری زنان خانه دار مـــحــرم آمـــد و مـــاه عـــزا گــــشـــتـــــ...